تبليغاتX
رنگارنگ

رنگارنگ
... از دل می گوید نسیم دل انگیز بهاری


وقتی عاشق می شویم به نظر می رسد مغز ما طبیعی فعالیت نمی کند . کف دستانمان عرق می کند ، نفسهایمان بند می آید ، به درستی نمی توانیم فکر کنیم و احساسی شبیه به اینکه پروانه ای در دلمان پر میزند به مادست می دهد.

با این همه این احساس شگفت انگیز است . جرقه آن می تواند با چیزی به سادگی دیدن چشم ها ، لمس کردن دست ها،شنیدن موسیقی یا خواندن کتابی به وجود آید.

عامل ایجاد این تحریک، مولکول کوچکی موسوم به فنیل اتیل آمین است.این مولکول همراه با دوپامین و نوراپی نفرین میتواند یک حس نا معلوم ولی شادی آفرینی را که منجر به علاقه سیر ناپذیری می شود ایجاد کند.ولی متاسفانه در اینجا محدودیت هایی به خاطر برخی بمباران انتقال دهنده های عصبی ناشی از برخی پاسخ دهنده های کسل کننده وجود دارد.

فنیل اتیل آمین ماده ای شیمیایی طبیعی شبیه آمفتامین و دوپامین است که تجربه عالی عشق را برای ما فراهم می کند.

چیزی که توصیف عشق را مشکل می کند تلنگرهای اولیه آن در قشر جلوی مغزاست که انسان را قادر می سازد لذت بودن با شخصی خاص را ، حتی اگر تا آن زمان بک بار بیشتر او را ملاقات نکرده باشد ، برای خود پیش بینی کند. اگر این تلنگرها به اندازه کافی قوی باشند به آن ((حافظه آینده)) گویند که درگیر پاسخ به جنگ و گریزهای قدیمی قسمت جلوی مغز و مسئول رفتارهای ناخواسته ای چون لکنت زبان، عیاشی،لودگی و خنده های بلند به لطیفه های دیگران خواهد بود.اندورفینها که ساختاری شبیه به مرفین دارند بیشتر به ماده ای که می تواند در انسان احساس خوشی و شعف ایجاد کند شناخته شده اند. این مواد به عشاق ، آرامش مشابهی می بخشد ولی نه در همان لحظات اول.

اندورفینها در مراحل اولیه جذب با تحریک تک یاخته های خاصی در مغز میانی به شکل کاتالیزگر عمل کرده و آمفتامین های طبیعی قوی یعنی دوپامین و فنیل اتیل آمین را تحریک می کنند .آنها با فرمانهای خود در مغز فکر و خیال ها را طراحی می کنند ، هر فکرو خیالی را !!!!

+ نوشته شده در 0:59 توسط عاشق دل شکسته... |


برای انتخاب همسر، به شباهت ها دقت کنیدو همسری را بر گزینید که تا حدودی شبیه خودتان باشد.و درست است که  تضادها و تفاوت ها، زندگی را خیلی هیچان انگیز تر و جالبتر میکنند ولی .........

روانشناسان و جامعه شناسان هم تحقیقاتی انچام داده اند و از روی آمار طلاق و همین طور زندگی زناشویی موفق به این نتیجه رسیدندکه وجود بعضی شباهت ها ضروری است و وجود بعضی تفاوت ها نیز کاملا مسئله ساز است.
بد نیست که شباهت های ضروری و تفاوت های مسئله ساز را بشناسیم و روشن کنیم ،به شرطی که اگر مجردید تا جای امکان آن ها را در انتخاب همسر به کار ببندید و اگر متاهلید،و متوجه شدید شباهت ها بین شما و همسرتان وجود نداردو یا بر عکس تفاوت ها،بین شما زیاددیده می شود،سعی کنیداز عنصر درک وخود را به جای دیگری گذاشتن،بیش تر و بیشتر استفاده کنید. به این ترتیب می توانید شباهت ها و تفاوت ها را عمیق تر درک کنیدو در مورد آن ها بیشتر به همسر خود حق بدهید و به تدریج به هم نزدیکتر شوید.

 

(((شباهت های ضروری بین زوجین)))
1-شباهت درعلایق و تمایلات: هرچه زن و مرد در زمینه های بیش تری علایق مشترکی داشته باشند،زندگی برایشان شیرین تر می شود.علاقه مشترک به کار،علاقه مشترک به نوع تفریح و معاشرت،و علاقه مشترک به هر چیز دیگر، باعث نزدیگی بیشتر و آسان شدن انتخاب ها می شودو تنش و فشار را در زندگی مشترک کاهش می دهد.حتما شما زن و شوهر هایی را سراغ دارید که به خاطر نداشتن علاقه مشترک به مسافرت رفتن،در هر تعطیلات،جنجال و غو غا به پا می کنند.یکی دلش می خواهد در خانه بنشیند،آرامش محیط امن خانه را تجربه کندو دیر از خواب بیدار شود و دیگری می خواهد به سفر برود و هیجان های مسافرت،جاده،مکانهای جدیدو نظیر این ها را تجربه کنددر نتیجه اوقات فراغت تبدیل می شود به اوقات کسالت یا اوقات ندامت :::


2-شباهت در ارزش ها : بهتر است زن و مرد در باره بیش تر ارزش ها وحدت نظر داشته باشند.اگر زن یا شوهر یکی شان به شدت به مسائل مذهبی و معنوی علاقه مند و دیگری بدان بی علاقه باشد،اختلاف زیادی بین آنها بروز خواهد کرد.


3- توافق مسئولیت ها : لازم است زن و مرد در باره ی و ظائف و مسئولیت های یکدیگر توافق داشته باشند.مثلا اگر یکی کار کردن زن در خانه را به کار کردن در بیرون ارجح می داند ،نظر دیگری هم همین باشد.یا اگر مثلا زن، به کمک کردن مرد در امور منزل تاکید زیادی دارد ،نظر مرد هم همین باشدو گر نه اختلاف زیادی بین آنها ایجاد خواهد شد.


4- هوش : اگر زن و شوهر حدودا به یک اندازه با هوش باشند((البته منظور از هوش ، میزان تحصیلات نیست))رابطه همسری با گرفتاری های کم تری روبرو می شود.هر آنچه آن ها بتوانند مسائل را به شکل مشابهی ببینند و تجربه کنند و محرک هایی که در یافت می کنند بیش تر شبیه هم باشند،راحت تر ارتباط بر قرار می کنندو هم دیگر را می فهمند . منظور از هوش صرفا قدرت حل مسائل ریاضی نیست بلکه منظور توانایی درک شرایط و آرای دیگران و آن چه در محیط اطراف بر قرار است نیز می باشدکه بدان ((هوش هیجانی)) گفته می شود.


5- صمیمیت و گرمی : بهتر است زن و مرد از نظر میزان سردی و یا گرمی،صمیمیت،یا ایجادفاصله با دیگری و به اصطلاح بجوش و خونگرم بودن نیز شبه بهم باشند.حتما شما زوج هایی را دیده اید که یکی بسیار گرم و صمیمی و دیگری مثل فریزر سرد و یخ بوده است" و البته حتما متوجه شده اید چقدر با هم نا هم آهنگ اند.

           (((تفاوت های مسئله ساز بین زوجین)))

 1- عادات شخصی : وقتی زن و شوهر عادات شخصی متضاد و متفاوتی داشته باشند.به تدریج تنش و اختلاف میانشان بروز می کند و خدای نا کرده شدید می شود . بعضی از عادت ها ی مسئله ساز عبارتند از: نظم و ترتیب ،مسئولیت پذیری،وقت شناسی،نظافت و نظایر این ها.اگر یکی از زوجین سیگار می کشد و دیگری به بوی سیگار آلرژی داشته باشد،یا مثلا یکی از طرفین به خوردن غذاهای مغذی و مرتب عادت داشته باشد و دیکری اصلا به اینکه چه می خورد بها ندهد ،دردسر زیادی در زندگی شان درست می شود.دردسرهای ریز و کوچکی که می تواند اوقات زندگی آن ها را تلخ و حتی آسیب پذیر کند.


۲- میزان انرژی : ازدواج دو نفر ، که یکی کم انرژی و دیگری پر انرژی است ، وحشتناک است  . اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلفی خودش را نشان می دهد، مثلا در معاشرت های اجتماعی،فعالیت های مذهبی،بر قراری روابط جنسی،تغذیه و....


3- خرج کردن پول : متاسفانه بسیاری از ازدواج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی از هم می پاشند یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید و دیگری به فکر خوش بودن در لحظه حال است،دوست دارد ریسک کند ،سرمایه گذاری های پر خطر داشته باشد و فعل حال خوش باشد . به هر حال تفاوت در نوع خرج کردن پول،می تواند دردسر ساز باشد. نا گفته نماند که من شخصا پول زیاد را دلیل خوشبختی نمی دانم که هیچ ،بلکه شاید دلیل از پاشیدن زندگی بی آلایش  شیرین را داشتن پول زیاد می دانم.


4-علاقه به حرف زدن و مهارت های کلامی : اگر زوجین ، یکی پر حرف و دیگری کم حرف باشد،اگر یکی خواهان سکوت و دیگری علاقه مند به گفتگو باشد، اگر یگی دوست داشته باشد موقع غذا خوردن آرامش بر قرار باشد و دیگری تمایل به تعریف وقایع روز در زمان غذا خوردن باشدمعمولا اختلاف به با ر می آورد.و کسانی هستند که از ساکت بودن بیش از حد همسر ، یا پر حرف بودن بیش از اندازه او گله مند ند و افسرده می شوند.
دوستانم در انتخاب همسر چشم و گوش خود را باز کنید و تابع عقل باشید نه تابع احساسات که این پسندیده ترین کار است  عاشق کور نباشید . به امید خو شبختی یکایک شما      

+ نوشته شده در 22:44 توسط عاشق دل شکسته... |


چرا حلقه ی ازدواج را در انگشت چهارم قرار می دهند؟ تا حالا به این موضوع فکر کردید؟ متن زیر را بخوانید تا به فلسفه ی این موضوع پی ببرید :

۱. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

۲. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

 ۳. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند . 

۴. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

 ۵. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

 ۶. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

۷. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.


+ نوشته شده در 11:24 توسط عاشق دل شکسته... |


+ نوشته شده در 14:16 توسط عاشق دل شکسته... |


عشق به شکل پرواز پرندست

                                                            عشق خواب یه آهوی رمندست

من زائری تشنه زیر باران

                                                            عشق چشمه آبی اما کشندست

من میمیرم از این آب مسموم

                                         اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندست

من میمیرم از این آب مسموم

مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرندست

تو که معنای عشقی   به من معنا بده ای یار

دروغ این صدا را به گور قصه ها بسپار

صدا کن اسمما از عمق شب از لب دیوار

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

من آن من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش

طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده

  مرگ آغاز راه قصه بوده

من راهی شدم نگو که زوده

اون کسیکه سر سپرده مثل ما عاشق نبوده

من راهی شدم نگو که زوده

اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

+ نوشته شده در 11:50 توسط عاشق دل شکسته... |


سلام به همه شرمنده که دیر به دیر آپ می کنم آخه دیگه به خاطره یه سری مسائل دیگه تو نت نمیام اون مسائل هم مربوط به یه نفر بود که .................

 

خوب تو این مدت که نیومدم خیلی اتفاقها برام افتاد که اصلا خوش آیند نبود که بخوام تعریف کنم  اما مهمترینش اینه که کسی که خیلی دوسش داشتم خیلی محکم بهم گفت که من را فراموش کن منم در جوابش گفتم که نمی تونم و نمی خوام که فراموشت کنم الان هم هرشب دارم خوابشا می بینم اما اون دیگه رفته و برای همیشه من را ترک کرده .

وقتی بهش می گم که نمی تونم فراموشت کنم هیچی جواب نمیده اما من بیخیالش نمیشم آخه مگه عشق الکیه که امروز عاشق یکی بشی فردا عاشق یکی دیگه نه به خدا اینطوری نیست عشق مقدس و پاک و به این راحتی نباید ازش گذشت و به این راحتی و با یه کلمه نباید فراموش بشه ببین عزیزم من تا آخر عمرم عاشقتم اما تو می تونی بری و امیدوارم که در تمتم لحظات زندگیت موفق باشی این خواسته قلبی منٍ و خواهشاَ مواظب خودت باش .

بدون همیشه به یادتم و همیشه منتظرتم که بیایی و قدوم مقدست را روی گلیم بی ارزش چشمان من بذاری و با آمدنت خانه قلب من را روشن کنی و صفا و خوشی را برایم به ارمغان بیاوری و قلب من را از غبار غم و غصه پاک کنی

دوست دارم

  

 

خیلی تلخه که ببینی یه آهو اسیر پنجالهای یه شیر شده .ولی تلختر اونه که ببینی یه شیر اسیر چشمان یه آهو شده 

+ نوشته شده در 10:22 توسط عاشق دل شکسته...


هيچ دختری مطلقا امن نيست.هميشه پسر دومی هم وجود دارد بلکه باید آن را کشف کنيد

 و هنر دختر بازی هم در همين نکته متبلور ميشود

 

 

اینا یه جا خوندم گفتم بذارم ببینم نظره ذوستان چیه؟

+ نوشته شده در 0:51 توسط عاشق دل شکسته... |


بهار بهترين بهانه براي آغاز ،
و آغاز بهترين بهانه براي زيستن است
سال نو مبارك
بر آمد بهاری دیگر
مست و زیبا و فریبا ، چون دوست
سبدی پیدا کن ،
پر کن از سوسن و سنبل که نکوست
همره باد بهاری بفرست :
پیک نوروزی و شادی بر دوست !

+ نوشته شده در 14:11 توسط عاشق دل شکسته... |


شب فراق 

شب كنار پنجره ای رو به خدا كردم و با صدايی بلند به خدا گفتم چرا عاشقان

چرا عاشقان مستحق تلخی دنيا هستن 

ناگهان صدايی از درون دلم با صدايی لرزان به من گفت كه هيچ كس ارزش اين را ندارد

ای خدا مگر عاشقان ديگر توان اين را دارن

باز آن صدا گفت گر عاشقان توان اين را ندارن چگونه با صدايی رسا ميگويند عاشقن

باز گفتم آخر عشق كجا و تلخی جدايی كجا

اين باربا صدايی گريان گفت اگر جدايی نباشد؛اگر اشك نباشد اين عشق نيست

دگر نتوانستم چیزی بگويم 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی * تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم 

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس 

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید * با حسرت جدا کردم 

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی 

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم 

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم 

همین بود آخرین حرفت !!

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت 

حریم چشم هایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی ؟؟؟نمی دانم چرا * شاید خطا کردم !!

و تو بی آنکه فکرغربت چشمان من باشی 

نمی دانم کجا * تا کی * برای چه ؟؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید 

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت 

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد 

و گنجشکی که هرروز از کنارپنجره با مهربانی دانه بر می داشت 

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد 

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش باران بود 

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت 

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد 

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد 

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد 

و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد 

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام 

برگرد !!

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد 

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید 

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت :

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید 

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست 

ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر 

نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز 

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

+ نوشته شده در 12:17 توسط عاشق دل شکسته... |


+ نوشته شده در 0:25 توسط عاشق دل شکسته... |